آموزه‌های مهدوی در آیینة کلام رضوی

مقدمه

ده‌ها بلکه صدها روایت در شأن و جایگاه حضرت مهدی علیه السلام از معصومان علیهم السلام وارد شده است. این روایات دربارة مقام امام، صفات حضرت، علائم ظهور و شرایط زمانی آن و شیوه و سیاست حضرت برابر دشمنان و بازگشتگان است.

علاوه بر این، بیش از چهار صد آیه در شأن امام مهدی علیه السلام تفسیر شده و کتب روایی شیعه و اهل سنت، سرشار از این روایات شریف است. در این خصوص، کافی است به کتاب معجم احادیث امام مهدی علیه السلام، نوشته جمعی از نویسندگان از جمله نگارنده رجوع شود؛ زیرا مشتمل بر بیشترین آیات و احادیث شریف در این خصوص است. اما آنچه در این نوشتار خواهد آمد، بررسی روایاتی است که امام رضا علیه السلام آن‌ها را فراروی ما نهاده است[2].

در این روایات، موضوعات متعددی دربارة امام مهدی علیه السلام بیان شده است که از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

اسم و نسب امام؛ توان جسمی امام؛ برخی صفات امام؛ پنهان بودن ولادت امام؛ روشن بودن نسب امام و اینکه آن حضرت منتسب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند؛ غیبت امام؛ نهی از بیان نام حضرت در عصر غیبت یا در تمام دوران؛ فضیلت انتظار و منتظران؛ فَرَج مومنان به وسیله آن جمال رشید و ظهور نورانی؛ وضعیت شیعه و شرایط سختی که در عصر غیبت به سر می‌برند؛ قربانی شدن شیعیان و کشتن و خون ریزی‌های پیش از ظهور؛ شباهت‌ها بین امام مهدی علیه السلام و بین پیامبران علیهم السلام؛ خوراک و لباس امام علیه السلام؛ خروج سفیانی، یمانی و پرچم‌های مصر؛ نقش حضرت خضر علیه السلام در دوران غیبت و اینکه آن حضرت مونس تنهایی امام مهدی علیه السلام است؛ سپاه امام مهدی علیه السلام و یارانش از فرشتگان؛ سختی‌های زندگانی در ایام ظهورش؛ اقتدای عیسی روح الله علیه السلام در نماز گزاردن به آن حضرت؛ رجعت و تکالیف مومنان برابر امام مهدی علیه السلام که از جمله مهم‌ترین آن‌ها دعا و کثرت دعا برای آن حضرت و توسل به حضرتش در سختی‌ها است.

ضرورت وجود امام در هر عصر

مطالب بنیادین آغازین مسأله ضرورت وجود امام است که امام رضا علیه السلام در این باره می‌فرماید:

لو خلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها؛ (صفار، 1404: ص489) اگر زمین به اندازه یک چشم به هم زدن از حجت خدا خالى شود، اهلش را فرو خواهد برد.

نام و نسب امام مهدی علیه السلام

همچنین امام درباره ویژگی‌ها و مشخصات فردی امام دوازدهم می‌فرماید:

الخلف الصالح من ولد أبی محمد الحسن بن علی و هو صاحب الزمان وهو المهدی (بغدادی، 1406: ص200)؛

 خلف صالح، از نسل ابی محمد، حسن بن علی همان صاحب الزمان، مهدی است.

امام در این روایت به ولادت سومین از فرزندانش، امام حسن عسکری و اینکه خلف صالح، صاحب الزمان و مهدی علیه السلام از فرزندان آن حضرت است، اشاره کرده، تأکید می‌نماید که مهدی علیه السلام پسر امام حسن عسکری علیه السلام است.

ریان بن صلت: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: «شما صاحب الامر هستید؟» فرمود:

« من هم صاحب الامرم ولى آن صاحب الامر نیستم که زمین را پر از عدالت کند چنانچه پر از ستم شده است و چگونه او باشم با اینکه مى‏بینى بدنم لاغر است ولى قائم آنست که چون ظهور کند در سن پیرانست و سیماى جوانان را دارد، نیرومند باشد تا بجائى که اگر دست به بزرگترین درخت زمین اندازد آن را از جا بکند و اگر میان کوهها فریاد کشد سنگهاى آنها از هم بپاشد؛ با او است عصاى موسى و خاتم سلیمان علیه السلام، او چهارمین فرزند من است، خدا او را زیر پرده خود دارد تا بخواهد، سپس او را ظاهر کند تا زمین را پر از عدل و داد کند؛ چنانچه پر از جور و ستم شده است.[3]

در نقل طبرسی، عبارت زیر در آخر این روایت آمده است:

… گویا که ایشان را می‌بینم که به شدت و در این هنگام مأیوسند که ندا داده شوند ندا کردنى که هر شنونده‌ای آنرا می‌شنود از دور همچنان که شنیده می‌شود از نزدیک، او رحمت مؤمنان باشد و عذاب کافران. (طبرسی، بی‌تا: ص434)

ابو صلت هروى به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد: «هنگام ظهور، ویژگی‌های قائم شما علیه السلام چیست؟ فرمود:

علامته أن یکون شیخ السن. شاب المنظر حتی أن الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنة أو دونها و إنَّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیام و اللیالی حتی یأتیه اجله؛

نشانه‏اش این است که در سن پیری است و جوان می‌نماید، تا آنکه هر کس او را ببیند، گمان برد که چهل سال یا کمتر دارد. نشانش این است که به گذشت روزگار، پیر نشود، تا مرگش رسد. (صدوق، :1395 ج2، ص65)

آنچه داوود رقی روایت کرده که قائم علیه السلام هفتمین از فرزندان امام باقر علیه السلام است نیز بر مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری تطبیق می‌شود. داوود رقى، به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد: «فدایت شوم! به خدا قسم! در دلم هیچ شکى درباره امامت شما نیست، جز حدیثى که ذریح از حضرت باقر نقل کرده است» فرمود: «چه حدیثی؟» گفتم: «شنیدم از او که می‌فرمود: هفتمین ما قائم ما است؛ ان شاء اللَّه».

حضرت رضا علیه السلامفرمود: «راست می‌گویى و ذریح راست گفته است و حضرت باقر نیز راست گفته‏ است». شکّ من زیادتر شد. آن گاه فرمود: «داوود! اگر موسى به خضر نمی‌گفت: «سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً؛ اگر خدا خواست مرا شکیبا خواهى یافت». از خضر دربارة چیزى نمی‌پرسید. همین طور حضرت باقر که اگر نمی‌فرمود: «ان شاء اللَّه، همان بود که گفته بود». در این موقع، به امامت آن جناب یقین پیدا کردم. (کشی، :1348 ص373)

 پس این روایت به پیدایش زمینه انحرافی که پس از وفات امام کاظم علیه السلام به وجود آمد که همان توقف بر امامت امام کاظم است، اشاره می‌کند. برخی پنداشتند آن حضرت همان مهدی غایب است و امامت امام رضا علیه السلام را انکار کردند. احتمالاً داوود رقی نیز متأثر از همین فضای ناسالم بوده که پس از این بیان و توضیح امام، از انحرافش باز گشته، به امامت امام رضا علیه السلام یقین پیدا کرد.

نکته دیگر در این باب، پنهان بودن ولادت حضرت است. ایوب بن نوح گوید به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: «من امیدوارم شما صاحب الامر باشید و خدا امر امامت را بدون شمشیر و خون ریزى به شما رساند؛ زیرا براى شما (به ولایت عهدى مأمون) بیعت گرفته شده و به نام شما سکه زده‏اند». حضرت فرمود:

مامنا أحدٌ اختلفت إلیه الکتب و أشیر الیه بالأصابع وسئل عن المسائل وحملت إلیه الأموال إلا اغتیل أو مات علی فراشه، حتی یبعث الله لهذا الأمر غلاماً منا خفیَّ الولادة و المنشأ، غیر خفی فی نسبه؛

هیچ کس از ما خاندان نیست که مکاتبات داشته باشد و با انگشت به سویش اشاره کنند و از او مسأله بپرسند و اموال برایش برند، جز اینکه یا ترور شود یا در بستر خود بمیرد ]یا با شمشیر کشته شود یا با زهر[، تا زمانى که خدا براى این امر ]امامت[ کودکى را از ما خاندان مبعوث کند که ولادت و وطن او نهان است؛ ولى نسبت و دودمانش نهان نیست. (کلینی، :1365ج1، ص341)

غیبت حضرت مهدی علیه السلام

موضوع غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز یکی دیگر از موضوعات مطرح شده در روایات امام رضا علیه السلام است. در این باره حسن بن قیاما صیرفی می‌گوید: سال 193 به حج مشرف شدم. از ابو الحسن امام رضا علیه السلام پرسیدم: «فدایت شوم! پدرت چه شد؟» فرمود: «همانند پدرانش در گذشت». عرض کردم: «پس با روایت یعقوب بن شعیب که از ابو بصیر نقل شده است چه کنم که می‌گوید امام صادق علیه السلام فرمود:«اگر کسی به شما خبر داد این پسرم مرده و کفن شد و در قبر گذاشته شده و دستشان را از خاک قبرش تکان دادند، او را تصدیق نکنید». امام فرمود: «ابو بصیر دروغ گفته است. امام صادق به او چنین نگفته است. او گفته: اگر کسی از صاحب این امر، چنین خبری آورد[4]».

به نظر می‌رسد این حدیث را واقفیه به ابوبصیر به دروغ نسبت دادند، تا بتوانند عقیده باطل خود را که همان غیبت امام کاظم  علیه السلام و اینکه آن حضرت، امام مهدی است و غایب می‌شود، رواج بدهند.

مسأله به زبان آوردن نام حضرت در عصر غیبت نیز در روایات حضرت رضا علیه السلام به چشم می‌خورد؛ به طوری که ریان بن صلت گوید: از حضرت رضا علیه السلام شنیدم که چون راجع به قائم سؤال شد، فرمود: «شخص او دیده نشود و نامش برده نشود[5]

همچنین ریان بن صلت می‌گوید: شنیدم از امام رضا علیه السلام که: «قائم مهدی، پسر حسن است که شخصش دیده نشود و پس از غیبتش کسی نامش را نبرد، تا همه او را ببینند و نامش اعلان شود و همه آن را بشنوند». پس به ایشان عرض کردیم. «ای آقای ما! اگر چه بگوییم صاحب غیبت و صاحب زمان و مهدی؟ «فرمود: «این قبیل نام‌ها جایز است و من شما را از تصریح به نامش نهی کردم، تا بر دشمنان ما مخفی بماند و او را نشناسند[6]

دیدگاه علما در حکم بردن نام امام یعنی «م ح م د» و اینکه آیا این نهی، مخصوص زمان غیبت است یا مطلق و برای همیشه است یا مختص به زمان غیبت صغرا است، متفاوت است و ما بحث کاملی در دروس تخصصی خود بیان نموده و آن را در فصلی از فصل‌های کتاب تا ظهور منتشر کرده‌ایم و گفته‌ایم که دیدگاه ما با استفاده از ده‌ها روایت، حرمت نام بردن حضرت در زمان غیبت کبرا است. (طبسی، 1389: ج1، ص45)

انتظار فرج و فضیلت منتظران

حسن بن جهم از امام رضا علیه السلام در بارة چیزی از گشایش پرسید و امام فرمود: «آیا نمی دانی که انتظار فرج، از فرج است؟» عرض کردم: «جز آنچه به من آموخته ای، چیزی نمی دانم. فرمود: «بله؛ انتظار فرج، از فرج است[7]»؛ یعنی همین که یک جامعه، به آینده روشن و گسترش عدالت و برچیده شدن بساط ظلم امید داشته باشد، این چنین جامعه و مردمی با مشکلات دست و پنجه نرم کرده و بر آن چیره شده و به اصطلاح، خود را نمی‌بازند. بر افراد چنین جامعه ای، روح افسردگی حاکم نخواهد شد و آن‌ها را از پای در نمی‌آورد. همین معنا خود یک نوع گشایش می‌باشد.

در همین راستا محمد بن عبد الله می‌گوید: به ابو الحسن الرضا علیه السلام عرض کردم: قربانت شوم! پدر من از جدّ من روایت مى‏کرد که جدّ شما گفته است: «در جوار ما شهرى است به نام قزوین که پایگاه مرزى است و جنگجویان در حال آماده‏باش دفاعى به سر مى‏برند. برابر آنان، دشمنى است به نام دیلم که گهگاه از ]داخل جنگل[ سرازیر مى‏شوند و بر سر مسلمانان مى‏تازند». جد من پرسیده است: «آیا رخصت مى‏دهید در جهاد با کفّار یا آماده‏باش دفاعى شرکت کنیم؟» و جدّ شما گفته است: «بر شما باد که راه مکه را در پیش بگیرید و خانه خدا را زیارت کنید». جدّ من تا سه نوبت، وضعیت مرزى را تشریح کرده و رخصت دفاع خواسته است و جد شما در هر سه نوبت، همین پاسخ را تکرار کرده است که: «بر شما باد که راه مکه را در پیش بگیرید و خانه خدا را زیارت کنید» و در آخرین نوبت افزوده است که: «آیا شیعة ما رضایت نمى‏دهد که در خانة خود بنشیند و دارایى خود را براى اهل و عیال خود خرج کند و منتظر فرمان ما بماند؟ اگر شیعه ما زنده بماند و حکومت ما را درک کند، هم تراز کسانى است که در رکاب رسول خدا به جنگ بدر رفته‏اند. و اگر در حال انتظار بمیرد، هم تراز کسانى است که با قائم آل محمد قیام مى‏کنند و در سراپرده او مانند این دو انگشت شهادت در کنار هم مى‏نشیند». آیا این حدیثى که جدّ من از جدّ شما روایت کرده، صحیح است؟

ابو الحسن الرضا گفت: «آرى؛ صحیح است و سخن حقّ، همان است که بازگو کرده است[8]».

این روایت، به دیدگاه امامان علیهم السلام دربارة جنگ خلفا و فتوحاتشان اشاره دارد که راضی به مشارکت شیعیان در این جنگ‌ها نبودند. ما این مطلب را در مباحث اعتقادی خود متعرض شده و بیان کرده‌ایم که هیچ یک از امامان علیهم السلام با مشارکت شیعیان در این جنگ‌ها موافق نبودند و خودشان هم در هیچ جنگی شرکت نکردند.

طبری در تاریخ خود مدعی شرکت حسنین8 در جنگ‌ها است. او طی نقلی با سند خود از علی بن مجاهد از حنش بن مالک می‌نویسد: در سال سی هجری سعید بن عاص به قصد فتح خراسان از کوفه لشکر کشی کرد و عده‌ای از صحابه، همانند حذیفة بن یمان و امام حسن و امام حسین8 و عبد الله بن عباس نیز او را همراهی می‌کردند. (طبری، 1408: ج2، ص607)

در پاسخ و نقد این نظریه می‌گوییم:

اولاًً. در سند این نقل علی بن مجاهد آمده است و درباره او علمای رجال اهل سنت همانند یحیی بن معین گفته اند: «او جعّال و وضّاع حدیث است و کتاب مغازی (جنگ نامه) نوشته و برای مطالب آن، سند جعل و ساخته است». بعضی دیگر نیز همانند یحیی بن ضریس او را کذاب و دروغ گو معرفی کرده‌اند. (عسقلانی، 1404: ج7، ص330)

ثانیاً. این نقل، با نقل سهمی در کتاب تاریخ جرجان منافات دارد؛ چون او به صراحت، شرکت امام حسن مجتبی علیه السلام را در فتح ایران و آمدن ایشان به این سرزمین را در غیر زمان امیر مؤمنان علیه السلام منکر شده، می‌گوید:

و ذکر عباس بن عبدالرحمن المروزی فی کتابه التاریخ: فقال قدم الحسن بن علی و عبد الله بن الزبیر اصبهان مجتازین إلی جرجان. فان ثبت هذا یدل علی أنه کان فی أیام أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب. (سهمی، 1401: ص48)

فشار بر شیعه در دوران غیبت

یکی از ویژگی‌های دوران غیبت که در کلام امام رضا علیه السلام به آن اشاره شده، موضوع فشار بر شیعه در دوران غیبت است. على بن فضال گوید: على بن موسى الرضا علیه السلام فرمود: «گویی شیعه را مى‏بینم که وقتى سومین فرزند مرا از دست بدهند، مانند چارپایان، چراگاه می‌جویند و نمى‏یابند». عرض کردم: «یا ابن رسول اللَّه! براى چه؟» فرمود: «براى آنکه امامشان از آن‌ها پنهان است». عرض کردم: «براى چه؟» فرمود: «براى آنکه چون با شمشیر قیام کند، بیعت کسى در گردنش نباشد[9]».

این روایت به سرگردانی شیعه و انحراف تعداد بسیاری از نظر اعتقادی به سبب غیبت امام اشاره دارد؛ همچنان که در این روایت به علت غیبت اشاره کرده است. ما در بحث دربارة علت غیبت، گفته‌ایم که این علت و علت‌های دیگری از این قبیل، چیزی جز بیان حکمت‌هایی در این خصوص نیست و امامان علیهم السلام در بیان سبب واقعی غیبت تا قبل از ظهور، مأذون نیستند؛ چنان که امام صادق فرمود: «لأمر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم»؛ یعنی بدین سبب که به ما اجازه داده نشده است آن را برای شما فاش کنیم. (صدوق، همان: ج2، ص481)

شباهت‌های بین انبیا و امام مهدی علیهم السلام

حسن بن قیاما صیرفی می‌گوید: از ابا الحسن امام رضا علیه السلام پرسیدم: «فدایت شوم! پدرتان چه شد؟» فرمود: «همانند پدرانش علیهم السلام درگذشت». عرض کردم: «پس با حدیثی که زرعة بن محمد حضرمی از سماعة بن مهران نقل کرده است، چه کنم که امام صادق علیه السلام فرموده است: در این پسرم، شباهت به پنج تن از انبیا علیهم السلام است؛ همان طور که یوسف علیه السلام مورد حسد واقع شد، آن حضرت نیز مورد حسد واقع خواهد شد و همان طور که یونس غایب شد، آن حضرت نیز غایب خواهد شد و سه شباهت دیگر را ذکر کرد». امام فرمود: «زرعه دروغ گفته است. حدیث سماعۀ این چنین نیست؛ بلکه گفته: صاحب این امر یعنی در قائم شباهت به پنج تن از انبیا است و نگفته: پسرم[10]».

این مسأله را پیش تر، بیان کردیم و حدیث در مقام رد ادعای باطل واقفیه است.

علائم ظهور

برخی روایات، نشان از آن دارد که قیام سفیانی و خروج یمانی، از نشانه‌های محکم ظهور حضرت حجت به شمار می‌آید.

احمد بن محمّد بن ابی نصر از امام رضا علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود:

پیش از این امر، سفیانى و یمانى و مروانى و شعیب بن صالح باید ظاهر شوند. پس چگونه این شخص ]محمّد بن ابراهیم بن اسماعیل معروف به ابن طباطبا است[ چنین ادّعا مى‏کند؟». (نعمانی، 1360: ص253)

یعنى ادّعاى مهدویّت مى‏کند و خود را قائم آل محمّد مى‏داند. همچنین حسن بن جهم، به امام رضا علیه السلام عرض کرد: «خداوند حال شما را به صلاح گرداند! آنان بازگو می‌کنند که سفیانى، در حالى قیام می‌کند که بساط سلطنت بنى عبّاس برچیده شده باشد» فرمود: دروغ می‌گویند. او قیام می‌کند و بساط سلطنت آنان هنوز برپا است[11]».

ظاهر برخی روایات این است که خروج سفیانی با حکومت بنی عباس مقارن خواهد بود و بعضی، این روایات را به برپایی دوباره حکومت عباسیان پیش از قیام امام مهدی علیه السلام حمل کرده‌اند. در این روایت نیز احتمال برپایی حکومت عباسیان پیش از سفیانی قابل استفاده است یا اینکه در این خصوصیت از سفیانی بداء حاصل شده است؛ چنانکه مرحوم مجلسی در بحارالانوار به آن اشاره کرده‌ است. (مجلسی، 1404: ج52، ص251)

ابن اسباط نقل می­کند که به امام رضا علیه السلام عرض کردم: «فدایت شوم! ثعلبة بن میمون از علی بن مغیره و او از زید قمی (زید العمی) از امام زین العابدین علیه السلام برای من نقل کرد که فرموده است: «قائم ما در موسمی که مردم به حج ­روند، قیام کند» امام رضا علیه السلام فرمود: «آیا قائم بدون خروج سفیانی قیام می­کند؟ قیام قائم ما از جانب خدا مسلّم است و آمدن سفیانی هم حتمی است و قائم فقط پس از خروج سفیانی ظهور کند». عرض کردم: «فدایت شوم! آنچه فرمودی، امسال واقع می­شود؟» فرمود: «هرچه خدا اراده کند، خواهد شد. عرض کردم: «در سال بعد چطور؟» فرمود: «خدا هرچه را بخواهد، انجام دهد». (حمیری، 1413: ص217)

از دیگر نشانه‌های ظهور، آنکه معمر بن خلاد از حضرت رضا علیه السلام روایت کند که فرمود:

گویی پرچم هاى سبزرنگ را که از مصر رو آورده است، مى‏بینم که به شامات آید و به فرزند صاحب وصیت‌ها هدیه کند[12].

 شاید این روایت اشاره به سی نفر مؤمن مصری باشد که در روایات از آنان به «نجباء» تعبیر شده است[13].

همچنین برخی دیگر از روایات نیز از امام رضا علیه السلام نقل شده که ناظر به نشانه‌های ظهور می‌باشد؛ از جمله:

احمد بن محمد بن عیسی از احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: شنیدم امام رضا علیه السلام می‌فرمود:

ابن ابی حمزه گمان می­کرد که جعفر خیال می­کند پدرم قائم آل محمد است؛ ولی جعفر از آنچه می­باید پیش از ظهور قائم پدید آید، اطلاع نداشت. به خدا قسم! خداوند از زبان پیامبرش این طور نقل می­کند: «من نمی­دانم بر من و شما چه خواهد گذشت، من فقط از آنچه از راه وحی به من فرموده، پیروی می­کنم». (انعام: 50).

جدّم امام باقر علیه السلام می­فرمود: «چهار حادثه پیش از قائم خواهد بود که علامت ظهور او است» آن گاه امام رضا علیه السلام فرمود: «سه حادثه به وقوع پیوسته و یک حادثه دیگر باقی مانده است». عرض کردم: «حوادثی که گذشته، کدام است؟» فرمود: «اول ماه رجب بود که صاحب خراسان در آن ماه، خلع شد. دوم ماه رجبی بود که بر پسر زبیده شوریدند. سوم، ماه رجبی است که محمد بن ابراهیم در آن ماه، از کوفه قیام کرد». عرض کردم: «آیا رجب چهارم هم به این سه ماه می­پیوندد؟» فرمود: جدم امام محمدباقر علیه السلام این طور فرموده است». (حمیری، همان: ص219)

احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:

چقدر صبر پیشه کردن و انتظار فرج کشیدن، نیکو است! آیا نشنیده­اید که پدرم امام موسی کاظم علیه السلام فرمود: «چشم به راه باشید که من نیز چشم به راهم و منتظر باشید که من هم با شما از منتظران هستم. پس صبر پیشه گیرید که فرج آل محمد و ظهور حق، هنگام یأس و ناامیدی فرا خواهد رسید و این را هم بدانید آن‌ها که پیش از شما بودند، بیش از شما صبر کرده­اند». امام محمدباقر علیه السلام هم می­فرمود: «به خدا قسم! آنچه در این امت است عیناً در امت‌های پیشین هم بوده است؛ از این رو ­باید میان شما آن باشد که میان پیشینیان وجود داشته است؛ به طوری که اگر به طرز خاصّی زندگی می‌کردید، برخلاف روش مردم پیشین بودید. اگر علما افرادی را می­یافتند که حقایق دین خدا و رازهای جهان هستی را به آن‌ها بگویند و می‌دانستند که این راز هم سر بسته می­ماند و ]به دشمن نمی‌گوئید[ بسیاری از حقایق و اسرار را می‌گفتند و حکمت‌ها را منتشر می­ساختند؛ ولی خداوند شما را طوری آفریده است که اسرارش را فاش می‌کنید. شما مردمی هستید که با دل، ما را دوست می­دارید؛ ولی عمل شما مخالف آن است. به خدا قسم! اختلاف شیعیان، آرام نمی­گیرد و به همین سبب، صاحب شما پنهان می‌شود. چرا نمی­توانید جلو خود را بگیرید و صبر کنید، تا خداوند متعال آن کس را که می‌خواهد، بیاورد؟ این کار ]ظهور[ به دلخواه مردم انجام نمی‌پذیرد؛ بلکه این امرِ خداوند و بسته به مشیّت او است. بر شما است که صبر کنید. همیشه کسانی که از فوت شدن کاری وحشت دارند، در آن شتاب می­کنند. (حمیری، همان: ص224)

ایوب بن نوح از ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام روایت کرده است که فرمود:

هرگاه عَلَم شما از پشت سرتان ظهور کرد، فرج را از زیر پایتان انتظار کشید. (نعمانی، همان: ص174، ص987)

اسحاق بن صباح از اباالحسن امام رضا علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:

این امر ]ولایت[ به زودی به کسی می­رسد که نامش فراموش شده است. (نعمانی، همان: ص174).

محمد بن ابی نصر گوید: ابا الحسن علیه السلام فرمود:

به خدا قسم! آنچه شما چشم به سوی آن دوخته­اید، واقع نمی­شود، مگر بعد از اینکه تمییز داده شوید و امتحان بدهید و تا هنگامی که جز دسته­ای اندک، کسی از شما شیعیان نمی­ماند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَکُواْ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ؛ آیا گمان می­کنید که شما را به حال خود می­گذارند و تاکنون خداوند آن‌ها را که جهاد می­کنند و ثابت قدم می­مانند، نمی­شناسد؟» (طوسی، 1411: ص268).

حسن بن جهم گوید: شخصی از امام ابالحسن الرضا علیه السلام دربارة فرج پرسید. حضرت فرمود: «چه می­خواهی؟ می­خواهی مفصّل بیان کنم یا مجمل و سر بسته؟» عرض کرد: «به طور اجمال بفرمایید». حضرت فرمود: «هنگامی که پرچم­های طایفه قیس در مصر و پرچم‌های (کنده) در خراسان به حرکت آمد، آن گاه موقع فرج است». (طوسی، همان: ص276)

همچنین حسن بن محبوب از امام رضا علیه السلام روایت کرد که فرمود:

آشوبی روی می­دهد که زیرکان و محتاطان از خواص ما به آن گرفتار آیند و این، زمانی است که شیعیان، سوّمین از اولاد مرا از دست بدهند که اهل آسمان و زمین بر وی گریه کنند.

سپس فرمود:

پدر و مادرم فدای او باد! هم نام جدّم و شبیه به من و شبیه موسی بن عمران است. بر او گریبان و طوق­های نور است که از شعاع نور قدس، پرتو گرفته است. چه بسیارند مؤمنانی که هنگام از دست دادن آب صاف و گوارا ]امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف‌[ متأسّف و تشنه و محزون شوند. گویی آنها را در ناامیدی می­بینم که ندا می­شوند به ندایی از دور که گویی از نزدیک هم شنیده شود: او رحمتی بر مؤمنان و عذابی بر کافران است. (صدوق، همان: ص370)

حسین بن خالد گوید که علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود:

«کسی که ورع نداشته باشد، دین ندارد و کسی که تقیه نداشته باشد، ایمان ندارد. گرامی­ترین شما نزد پروردگار، کسی است که بیشتر به تَقیّه عمل کند». گفتند: «ای فرزند رسول خدا! تا کی؟» فرمود: «تا روز وقت معلوم که روز خروج قائم ما اهل بیت است. کسی که تقیّه را پیش از خروج قائم ما ترک کند، از ما نیست». گفتند: «ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟» فرمود: «چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور کنیزان. خداوند به واسطه وی، زمین را از هر ستمی پاک کند و از هر ظلمی منزّه سازد. او کسی است که مردم در ولادتش شکّ کنند و او کسی است که پیش از خروجش، غیبت کند و آن گاه که خروج کند، زمین به نورش منوّر شود…. او کسی است که زمین برای او پیچیده شود و برای او سایه­ای نباشد. او کسی است که از آسمان، ندا کننده­ای او را با نام ندا کند و وی دعوت نماید؛ به گونه­ای که همه اهل زمین صدای او را بشنوند. او می‌گوید: «آگاه باشید حجت خدا در بیت خدا ظهور کرد؛ از او پیروی کنید؛ حقّ با او است و در او است. و این همان قول خدای متعال است که می­فرماید: «اگر بخواهیم آیه­ای را بر آن‌ها از آسمان نازل می‌کنیم، تا گردن هاشان برابر او خاضع شود. (صدوق، همان: ص371)

عبدالسلام هروی گوید: از دعبل خزاعی شنیدم که می­گفت: بر مولای خود امام رضا علیه السلام قصیده خود را خواندم که این چنین آغاز می­شود:

مدارسُ آیاتٍ خلت من تلاوة

 

 

و منزل وحی مقفر العرصات

(مراکز فرهنگی و مدارس قرآنی‌ای که از تلاوت تهی شده است

و منزل وحی که عرصه­های آن به بیابان­های بی­آب و علف مبدل شده)

تا به این بیت رسیدم:

خروج امام لا محالة خارج

 

 

یقوم علی اسم الله و البرکات

(ظهور امامی که حتماً باید بیاید او به نام خدا و برکات او قیام می‌کند)

یمیز فینا کلّ حقّ و باطل

 

 

و یجزی علی النعماء و النقمات

(تا میان ما هر حقی را از باطل جدا کند                 و پاداش هر نعمت و نقمتی را ادا کند)

امام رضا علیه السلام به سختی گریست. سپس سر مبارکش را بلند کرده، فرمودند: «ای خزاعی! روح القدس این دو بیت را بر زبان تو جاری ساخت. آیا می­دانی این امام کیست و کی قیام می­کند؟» گفتم: «نه مولای من! فقط شنیده­ام که امامی از شما خروج می­کند و زمین را از فساد، پاک و آن را از عدل آکنده می­سازد، آن چنان که از ستم پر شده باشد». فرمود: «ای دعبل! امامِ پس از من، فرزندم محمّد است و پس از او فرزندش، علی و پس از او فرزندش، حسن و پس از حسن، فرزند او حجت قائم که در دوران غیبتش منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت کنند. اگر از دنیا جز یک­روز باقی نمانده باشد، خدای متعال آن را طولانی می‌نماید تا او خروج کند و زمین را از عدل آکنده نماید؛ آن­چنان که از ستم پر شده باشد.

امّا چه زمانی خواهد بود؟ این اخبار از وقت ظهور است و پدرم از پدرانش روایت کند که به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفتند: «ای رسول خدا! قائم از فرزندان شما کی خروج می­کند؟» فرمود: «مَثَل او مَثَل قیامت است که «کسی جز خدا وقت آن را معلوم نمی­کند. این مطلب در آسمان­ها و زمین­ گران آمده، به طور ناگهانی به سوی شما خواهد آمد. (صدوق، همان: ص372)

برخورد با ظالمان و تأییدکنندگان ظلم

عبدالسلام هروی می­گوید:

محضر مبارک حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا8 عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! درباره روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده و آن حضرت فرمودند: هرگاه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج کند، فرزندان قاتلان امام حسین علیه السلام را به سبب کردار پدرانشان می­کشد، چه می­فرمایید؟» حضرت فرمود: «واقع، همین است». عرض کردم: «پس فرموده خداوند در قرآن که «هیچ کس بار گناه دیگری را بردوش نگیرد» معنایش چیست؟»

حضرت فرمود: «خداوند در همة اقوالش صادق است؛ ولی باید توجه داشته باشی که فرزندان قاتلان امام حسین علیه السلام به افعال و کردار پدرانشان راضی بودند و به آن‌ها افتخار هم می‌کردند، لذا همچون قاتلان سیدالشهداء می‌باشند. اگر شخصی در مشرق کشته شود و دیگری در مغرب راضی و خشنود باشد، هر دو نزد خداوند، شریک در قتل می‌باشند…

و چون این فرزندان به کردار پدرانشان راضی می­باشند، لاجرم حضرت قائم علیه السلام قیام نموده، ایشان را قصاص می­کند». محضرش عرضه داشتم: «چرا حضرت وقتی قیام فرمود، اوّل ایشان را قصاص می­کند؟» حضرت فرمود: «قائم علیه السلام از بنی شیبه آغاز می­کند، به این صورت که دستانشان را قطع می­فرمایند؛ زیرا آن­ها سارقین بیت الله می­باشند. (صدوق، 1386، الف: ص218)

سخن آخر

پایان ا

/ 3 نظر / 16 بازدید
منتظر

اللهم عجل لولیک الفرج

منتظر

سلام آپم و منتظر حضور گرم شما. بیا و با امام رضات درد و دل کن.

منتظر

سلام ولادت امام زمان روبه شماتبریک میگم